محمد حسن خان اعتماد السلطنه

123

صدر التواريخ يا تاريخ صدور قاجار ( فارسى )

السلطنه نامهء خوبى نگاشت و از جانب دولت از كشته شدن سفير معذرت خواست و شرارت و تقصير سفير را ثابت كردند و به نزد بسقاويج سردار و والى تفليس فرستادند . آخر الامر كار بخير گذشت و دوستدارى ايران و روس محقق گشت ، بسقاويج ، نامه را به خوبى جواب داد و نوشت كه يك نفر سفير از ايران نزد امپراطور روانه داريد كه درست اسباب ترضيهء خاطر فراهم آيد . سنهء هزار و دويست و چهل و شش هجرى كه نايب السلطنه به امر دولت به جهت دفع طغيان عبد الرضا خان حاكم يزد پسر تقى خان بافقى مأمور شدند ، با قائم مقام از تبريز به طهران آمدند و از اين‌جا به يزد رفتند ، به ورود خاك يزد عبد الرضا خان مطيع و منقاد شد . سنهء 1347 ، نواب نايب السلطنه ، عباس ميرزا پس از نظم و مراجعت از يزد و كرمان به طهران آمده مأمور خراسان شدند و ايالت مشرق زمين ايران را كليه به اسم ايشان فرمان دادند و به آنجا رفتند و قائم‌مقام در خدمت ايشان بود رضا قليخان حاكم خبوشان پسر امير گونه خان زعفران‌لو كه يكى از طاغيان بود و كسى را به قوچان راه نمىداد ، سخت بترسيد و ميرزا محمد رضا گماشتهء خود را نزد نايب السلطنه فرستاد و خواستار شد كه ميرزا ابو القاسم قائم مقام را به خبوشان فرستد تا او را اطمينان خاطر بدهد . نايب السلطنه ، بفرمود تا قائم مقام بهمراهى ميرزا موسى رشتى « 1 » كه در خراسان

--> ( 1 ) - ميرزا موسى رشتى ، مرحوم رضا قلى خان هدايت در « روضة الصفاى ناصرى » چنين مىنويسد : « . . . ميرزا موسى رشتى ، نايب رحمة اللّه ، خلف حاجى سميع رشتى است و در دولت خاقان صاحبقران تربيت يافته و به وزارت نواب شاهزاده حسنعلى ميرزا حاكم دارالخلافهء طهران اختصاص جسته و چندى نيز به نيابت شاهزاده معظم إله به حكومت يزد پرداخته و روزگارى به پيشكارى خراسان و وزارت شاهزادگان والى آن سامان گذرانيده ، در هنگاميكه نواب شاهزادهء اعظم نايب السلطنة العلية العاليه ، عباس ميرزاى مغفور ، به انتظام آن ممالك توجه كرده به اشارت حضرت خاقان قدردان ، در خدمت و الا ، مشير و مشار و در آن ملك صاحب تصرف و اختيار مىبوده است ، چنان كه در صادرات وقايع گذشته در اين تاريخ به تحرير پيوسته ، خدمات كليه به ظهور آورده ، بعد از مراجعت نايب السلطنه به طهران و شرفيابى به حضور خاقان هم‌چنان به وزارت نواب اميرزاده -